یکي اَز کاستیهایِ دستورشناسیِ سُنتی نوشتار-محوری ست، در حالي که وسیلهیِ طبیعیِ پیدایشِ زبان گفتار اَست و نوشتار وسیلهاي برایِ ثبتاَش – چه بسا زبانهایي که نمودِ نوشتاری (خط) ندارند. همین پندارِ نادرست دربارهیِ زبان و دستور اَنگیزهیِ برخي تعاریف و نامگذاریهایِ نادرست شده اَست که ضمیرِ متصل و منفصل اَز آن دست اَند. آنچه در عربی و به پیرویِ نابجا اَز آن در پارسی ضمیرِ متصل نامیده شده اَست، ضمیري ست که همیشه درونِ جمله به دنبالِ دیگر واژگان میآید و نمیتوان جمله را با آن آغاز کرد. ولی سرِهم نوشتنِشان برآمده اَز خط اَست که این اِمکان را در برخي جاها فراهم میکند؛ چنان که «کتابم» را میتوان سرِهم نوشت ولی «سَرَم» را نه.
در-واقع، جز پیشوندها و پسوندها هیچ تکواژي را نمیتوان جزئِ تکواژِ پس یا پیش اَز آن دانست و همانگونه که اِمروزه «اَز، را، که» را جدا و مستقل اَز دیگر تکواژها میدانیم و مینویسیم، باید ضمیرِ متصل را نیز جدا بنویسیم. پیوندِ ضمیرِ متصل با واژهیِ پیش اَز خود، پیوندِ آوایی ست؛ همچنان که در جملهیِ «هستم اَز ایشان» سه واژه با هم پیوندِ آوایی دارند: هس، تَ، مَ، زی، شان. همانگونه که «هستم اَز» را «هستمز» نمینویسیم یا «اَز ایشان» را نه به صورتِ «اَزیشان» که جدا مینویسیم، سرِهم نوشتنِ ضمیرها نیز نابجا ست.
شاید این سرِهمنویسی به این علت نیز باشد که اَز دیرباز تکواژهایِ تکهجایی را مستقل نمیشماردند و گاهي دو یا چند تکواژ را – اَگر خط اِجازه میداد – به هم میچسباندند؛ همچون «آنستکه، آنرا، کسیکه». ولی اَز آنجا که هریک اَز این تکواژها کارکردي مستقل دارند و اِستقلالِ دستوریِشان را دریافته ایم، جداگانه مینویسیمِشان.
یک نامِ درخورتر برایِ ضمیرِ متصل، با رویکرد به نقشاَش در جمله میتواند «ضمیرِ جانشین» باشد؛ زیرا همانگونه که ضمیرِ منفصل – که بهتر اَست «ضمیرِ اَصلی»اَش نامید – جانشینِ اِسم میشود، ضمیرِ جانشین نیز جانشینِ ضمیرِ اَصلی میشود.
گواهِ دیگري گویایِ جداییِ ضمیرِ جانشین اَز تکواژِ پیش اَز آن، این اَست که در جمله جایگاهِ ثابتي ندارد و میتواند جا-به-جا شود و پُشتِ همهگونه واژهاي (اِسم، فعل، صفت، قید، ضمیر، حرفِ اِضافه، حرفِ ربط) بیاید:
میچکد شیر هنوز اَز لبِ همچون شکر-اَش
میچکد-اَش شیر هنوز اَز لبِ همچون شکر
میچکد شیر-اَش هنوز اَز لبِ همچون شکر
میچکد شیر هنوز-اَش اَز لبِ همچون شکر
این نمونه و بسیاري دیگر اَز همین دست بهروشنی نشان میدهند که ضمیرِ جانشین جزئي اَز تکواژِ پیش اَز خود نیست.
گذشته اَز این، ضمیرهایِ جانشین را جدا نوشتن، آنها را اَز پسوندهایِ همانندِشان بازمیشناساند؛ بهمَثل بخشاَش اَز بخشش یا سازِمان اَز سازمان یا در این بیت:
پس به دژخیمِ خونیان داد-اَم سویِ زندانِ خود فرستاد-اَم
که ضمیرِ جانشینِ «اَم» با شناسهیِ اَولشخصِ فعلهایِ «دادن» و «فرستادن» اِشتباهپذیر اَست.
برگرفته اَز:
۱. بازاَندیشیِ زبانِ فارسی، داریوشِ آشوری، نشرِ مرکز، تهران، ویرایشِ ۲، چاپِ سوم، ۱۳۸۲، صص ۹۳-۱۸۳.
۲. نگاهي تازه به دستور-زبان، محمدرضا باطنی، نشرِ آگاه، تهران، چاپِ دهم، ۱۳۸۲، صص ۶۲-۵۳.
نویسندهیِ این کتاب که اَز نخستین نقدگرانِ دستورنویسی بر پایهیِ نوشتار اَست، در جایي دیگر دچارِ اِشتباه شده و ضمیرهایِ جانشین را اَز واژکهایِ مقید که در پیِ دیگر عناصرِ جمله میآیند، برمیشمرد (توصیفِ ساختمانِ دستوریِ زبانِ فارسی، محمدرضا باطنی، نشرِ اَمیرکبیر، تهران، چاپِ چهاردهم، ۱۳۸۲، صص ۵-۹۳).