پنجشنبه، آذر ۱۴

اِقتصاد

دو گاوِ ماده دارید، یكي‌ش را می‌فروشید و یک گاوِ نر می‌خرید. به شمارِ گاوهایِ گله‌تان اَفزوده می‌شود و اِقتصاد می‌بالد. پول برای‌ِتان سرازیر می‌شود و می‌توانید به بازنشستگی و استراحت بپردازید ...

اِقتصادِ هندی: دو گاوِ ماده دارید، می‌پرستیدِشان!

اقتصادِ پاكستانی: هیچ گاوي ندارید، داودار می‌شوید كه گاوهایِ هندی اَز آنِ شما ست. اَز آمریكا درخواستِ كمکِ پولی می‌كنید، اَز چین درخواستِ کمکِ نظامی، اَز اِنگلیس هواپیماهایِ جنگی؛ اَز ایتالیا توپ و تانک، اَز آلمان فناوری، اَز فرانسه زیردریایی، اَز سوییس وامِ بانكی، اَز روسیه دارو و اَز ژاپن تجهیزات. با همه‌یِ این اِمكانات گاوها را می‌خرید، با این همه، داودار اید که جهان اَز شما بهره‌کشی کرده اَست!

اِقتصادِ آمریكایی: دو گاوِ ماده دارید، یكي‌ش را می‌فروشید و دومی را زیرِ فشار وادار می‌كنید كه به اَندازه‌یِ ۴ گاو شیر بدهد. هنگامي که گاوِتان مُرد، اِظهارِ شگفتی می‌كنید. گناه را گردنِ یک كشورِ گاودار می‌اَندازید و آن‌گاه آن كشور خطري بزرگ برایِ بشریت به شمار می‌آید. برایِ نجاتِ جهان جنگي به راه می‌اَندازید و گاوها را به چنگ می‌آورید!

اِقتصادِ فرانسوی: دو گاوِ ماده دارید. دست به اِعتصاب می‌زنید، چون می‌خواهید سه گاو داشته باشید!

اِقتصادِ آلمانی: دو گاوِ ماده دارید. آن‌ها را زیرِ مهندسیِ ژنتیک می‌گذارید، سپس گاوهایِ‌تان ۱۰۰ سال می‌زیند و ماهي یک وعده غذا می خورند و خودِشان شیرِشان را می‌دوشند!

اِقتصادِ اِنگلیسی: دو گاوِ ماده دارید كه هردو‌شان گاوِ دیوانه هستند! ﴿جنونِ گاوی دارند!﴾

ِاقتصادِ ایتالیایی: دو گاوِ ماده دارید. نمی‌دانید کجا ند. پس بی‌خیال می‌شوید و به سراغِ ناهار و مِی و استراحت‌ِتان می‌روید!

اِقتصادِ سوییسی: ۵۰۰۰ گاوِ ماده دارید، هیچ‌کدامِ‌شان اَز آنِ خودِتان نیست. اَز كشورهایِ دیگر برایِ نگه‌داریِ گاوهایِ‌شان پول می‌گیرید!

اِقتصادِ ژاپنی: دو گاوِ ماده دارید. آن‌ها را اَز نو طراحیِ ژنتیکی می‌کنید. هیکلِ گاوهایِ‌تان یک‌دهمِ اَندازه‌یِ طبیعی می‌شود و ۲۰برابرِ معمول هم شیر می‌دهند، سپس شش‌سد كارتون و عكس-برگردان و آدامس با شخصیتِ گاوهایِ‌تان با چشم‌هایِ درشت می‌سازید و اِسم‌اَش را Cowkemon می‌گذارید و در سراسرِ جهان پخش می‌كنید و می‌فروشید!

اِقتصادِ روسی: دو گاوِ ماده دارید. آن‌ها را می‌شمارید و متوجه می‌شوید كه ۵ گاو دارید؛ آن‌ها را بازمی‌شمارید و می‌فهمید كه ۴۲ گاو دارید؛ آن‌ها را بازمی‌شمارید و درمی‌یابید كه ۱۷ گاو دارید. بطریِ ودكایِ دیگري باز می‌كنید و به خوردن و شمردن اِدامه می‌دهید!

اِقتصادِ چینی: دو گاوِ ماده دارید. ۳۰۰ نفر آدم دارید كه گاوها را می‌دوشند. سپس داودار می‌شوید كه سامانه‌یِ اِستخدامی و شغلیِ كاملي دارید و تولیداتِ گاوی‌تان در سطحِ بالایي قرار دارد و هركس را كه آمارِ درست را بیان كرد، بازداشت می كنید!

اِقتصادِ ایرانی: دو گاوِ ماده دارید كه هردوشان اَزپدرِتان به اِرث رسیده اَست، یكي‌ش را دولت برایِ عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهمِ صدا-و-سیما و سهمِ بنیادهایِ گوناگون و... ضبط می‌كند؛ دومی را هم قربانی می‌كنید و نذرِ پذیرش در دانشگاه و ازدواجِ موفق و شغلِ خوب و بدنِ سالم و عقلِ درست و حسابی و... می‌كنید و اِقتصاد همچنان فلج می‌ماند.

۳ نظر:

  1. همه جاش باحال بود بجز اون تيكه ي آخرش!

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام. خيلي جالبه! من كه خوندم هم خنديدم هم به فكر فرو رفتم و ديدم چقدر ساده ولي دقيق!
    در ضمن اين شعر و همه پستهاي وبلاگم مال خودمه. اگه مال كسي ديگه باشه صد در صد سورسش رو مي نويسم

    پاسخ دادنحذف

اَز این که دیدگاه‌های‌ِتان را اَز من دریغ نمی‌دارید، سپاس‌گزار اَم.
سراپا-گوش چشم-به-راه اَم!